متن ترانه سعید عبدالهی برگردشبیه یک بغضم
یه بغضِ بی صاحب
که آرزوشه بشکنه یه روز تو آغوشت
شبیه اون حرفم
شبیه اون قولی
که رفتی و چه ساده شد همش فراموشت
اسیر یک عشقم
میون این قصه
که آخرش رو جز تو هیچکسی نمیدونه
خیال خاموشم
شبیه اون خوابی
پر از حضور و حسرت تویی که میمونه
دلم گرفت از این
از این غروب سرد
ک پر شد از تکرار فریادِ نرو برگرد
از این دل تنگی
ک بیقراریشو
همیشه تنهایی تو این پس کوچهها سرکرد
کلیشهای شدم برات بگو
من از برم تو رو چه مو به مو
تو باعثش شدی اگه شدی یه آرزو
همیشه من بد و تو بی گناه
همیشه اصرارم چه اشتباه
بیا و برگردون دلم رو اول این راه
دلم گرفت از این
از این غروب سرد
ک پر شد از تکرار فریادِ نرو برگرد
از این دل تنگی
ک بیقراریشو
همیشه تنهایی تو این پس کوچهها سرکرد
نظرات کاربران
0 نظر تایید شدههنوز نظری ثبت نشده است.