متن ترانه سهیل همتی دویست سالچرا گیرم نمیگیره
من این بغضو نمیخوام نه
چرا هرکی رسید زد رفت
نکرد رحمی به این آدم
رسید دادش به اون دورا
تو روزای بدو سختش
نبودیا نبودیا نبودیا
نگفتی بی تو من چی دارم
شبا گوشه تخت خیره به دیوارم
چرا سرم شلوغه با اینکه بیکارم
زندگی برام نیست راحت
بعد رفتنت شده ۲۰۰ سالم
چرا بعد رفتنت ساعتارو میشمارم
راحت بخواب
با اینکه من بیخوابم
روی خوشبختیات تاب بخور
ولی من بی تابم
راحت ببند چشاتو روی خاطراتمون ولی من تو فکرشمو اشک میریزم
با گیتارم
شاید با تو بودن لیاقت من نیست
شاید تنهایی زیادی هم بد نیست
شاید با اون بودن واست بهتره
شاید روز خوب تو تقدیر من نیست
نیستو انگار توی خونه جنگه
هنو دل سادم منتظره زنگه
من بی تو میمیرم هر روز
دلت چرا سنگ تر از سنگه
نگفتی ..
نظرات کاربران
0 نظر تایید شدههنوز نظری ثبت نشده است.