متن ترانه داوود صالحی وطنای شعر عاشقانه ام
هزار و یک ترانه ام
ای عشق بی کرانه ام
تویی وطن کاشانه ام
نوای تو گام به گام
نشسته روی لبهام
خورشیدِ گرمِ فردام
بمان تو نیک فرجام
من می کِشم چون توتیا
خاکت به چشم با افتخار
چون کوه، من پشتِ تواَم
اِستاده ام با اقتدار
مانند تیر آرش
وحشتِ صد دشمنی
برای من تا ابد
مام وطن، میهنی
ای سرزمین فرهاد
ای عشق را تو فریاد
دشمن کُنَد پریشان
گُرد آفریدِ ایران
تاریخ در دل توست
کُهَن، زخمی، توانا
تکیه گَهَت منم من
پیروزی و تو، مانا
اِی جاودانه میهن
دردِ تو و دردِ من
تو نَهَراسی از شب
روشنیِ رَهَت من
بیمَت نباشد از جنگ
نه خشم و تیر و شَرَنگ
تو همچنان خَدَنگی
بین هزار نیرنگ
نظرات کاربران
0 نظر تایید شدههنوز نظری ثبت نشده است.