متن ترانه محمد اصفهانی حالا که اومدی
از غصه خوردن و از بی خیالیات
حالا که اومدی از چی بگم برات
از بغضی که نذاشت حرفامو رو کنم
این قصه رو میخوام امشب شروع کنم
هر چی دلم گرفت فکر کردم عادته
این خونه بی صدات زندونه حسرته
هر چی دلم گرفت فکر کردم عادته
این خونه بی صدات زندونه حسرته
با اسم تو دلم میریزه خود به خود
هر چی زمان گذشت چیزی عوض نشد
من گریه میکنم این بودنه تو رو
بارون میزنه تو این هوا نرو
موندم از اینکه تو دیگه تو نیستی و
باور نمیکنم این جای خالی و
هر چی دلم گرفت فکر کردم عادته
این خونه بی صدات زندونه حسرته
هر چی دلم گرفت فکر کردم عادته
این خونه بی صدات زندونه حسرته
نظرات کاربران
0 نظر تایید شدههنوز نظری ثبت نشده است.