متن ترانه تنها هرج و مرجطوفانیه ساحل فکرم
روحی نیست دیگه تو ی جسمم
اشکا میریزه بیرون ا تو چشمم
حالمو میفهمی ا رو اسمم
غرق شدم لای افکارام
منمو قلمو قلب بی قرار
مینویسم میزنم دستو پا
میرم تو خودم آرومو بی صدا
گم میشم تو هرجو مرجه مغزم
کلمهام میاد بیرون ا تو قلبم
این جنگ بین درده مغزو قلبم
توافق کنن میشه ی جنگ برعکس
منی که گیجو مستو خستم
در قلبمو خیلی وقته بستم
نمک نمیپاشه دوتا جفت دستم
چیکار کنم همینم که هستم
گشتم گشتم هیشکی نبود پیشمو شکستم
خستم سردم غم داره قلبم شرمندم
رو کاغذ سفید من ی خط تیرم
ی رو بی خبر میزارمو میرم
یدک میکشم این دردو تو سینم
دستو پا بسته تو میدون مینم
پرت میکنم خودمو تو تنهاییام
گم میشم کسی نی که بام راه بیاد
میچرخمو مسیر میشه تکراری باز
دل نوشته از تنها او تنهاییاش
من تو دریا با قایق بی پاروام
آروم نمیشم حتی بزنه بارونم
ی آدم بی روح خوابیدم تویه تابوتم
طوفان بیاد بزنه کنه نابودم
گشتم گشتم هیشکی نبود پیشمو شکستم
خستم سردم غم داره قلبم شرمندم
نظرات کاربران
0 نظر تایید شدههنوز نظری ثبت نشده است.