متن ترانه هیوا راد دلم قرص استخوش است حالم کنارت عشق
نشسته مهرت به جانم
تو که آمدی زندگی آمد
از اندوه چیزی ندانم
چنان غرقم در عشق تو
که تقدیمت جان و جهانم
چگونه بگویم ازین احساس
بدان قاصر است دیگر زبانم
دلم قرص است که میمانی
برای من همان جانی
خیالم تخت است خبر دارم
تو از دوری گریزانی
شبم روز شد غمم دود شد
همینکه تو هستی همان شد
که بوده همیشه تو رویایم
تو خندیدی رنگین کمان شد
چه جادوییست در عشق تو
که من هر روز کنار تو
رویایم را زندگی کردم
اما باز منم بی قرار تو
پر از شوقم زمانی که
می افتد نگاهم به چشمانت
ازآن صورتت عاشقی پیداست
فدای آن صورت ماهت
نظرات کاربران
0 نظر تایید شدههنوز نظری ثبت نشده است.