متن ترانه یارتا خانی خود گذشتههمیشه سخت تلاش کردی
غم و غصه رنجها کشیدی
جوونی عمرتم گذاشتی
تو مرام و معرفت کم نذاشتی
از خودتم که گذشتی
روزات و به شب رسوندی
تو خیالت که مهمی
تو خیالت عقل کلی
دفتر زندیگتم ورق میخورد
گذر زمانم پیرت میکرد
سنگی افتاد تو مسیر راه تو
ویرون کرد جاده هموار تو
تک و تنها موندی هاج و واج
میون این آدما تو سایه ها
پشت سر رو نگاه میکنی
افسوس اه میکشی
گذشتت رو مرور میکنی
خودتو نکوهش میکنی
عکسای قدیمی رو
نگاه میکنی
حالا وقتش رسیده دوباره باز
بسازی تو راه تو با چشم باز
بردار سنگ و از مسیر تو میتونی
هموار کن جاده ویرون باز
این دفعه با عشق و عاشقی بساز
جاده رو به سوی قله ها بساز
نظرات کاربران
0 نظر تایید شدههنوز نظری ثبت نشده است.