متن ترانه وحید ان لاو بی معرفتهمیشه گلایه کردم تو نموندی
رفتی بی دلیل دلمو تو سوزوندی
کاش کی یکم معرفت داشتی
کاشکی بیشتر تو دوستم داشتی
بی معرفت رفتی تنها شدم
نا امیدم حتی از دست خودم
از ذات عشق نا امیدم کردی
موندم لابه لای هر دردی
همیشه نمیشه گفت،اونایی که پیش همَن،حال دلشون
خوبه
همیشه نمیشه گفت عشق،سر آغاز زندگیه
ولی اون چیزی که این روزا میشنویم
دو رویی و نامردیه
دو رویی و نامردیه
تو مثلا کنار اون در اوج آرامشی
بی وقفه ولی بی حس کنارشی
من بی منت دستاتو گرفتم
عاشقت شدم دنیارو تو دستم گرفتم
بی معرفت رفتی تنها شدم
نا امیدم حتی از دست خودم
از ذات عشق نا امیدم کردی
موندم لابه لای هر دردی
نظرات کاربران
0 نظر تایید شدههنوز نظری ثبت نشده است.