متن ترانه احمدرضا لک دنیای منچه زندگی خوبی بود
به لطف مردم حسود
شدم تنها...
ببین اشکامو دیدن بچه ها زهرا...
یه عمری بودی یاورم
حالا نمیشه باورم
باید امشب
تو رو کفن کنم جلو چش زینب
جای چیه...؟؟
این رد دستای کیه؟؟
میلرزه پاهام فاطمه
این حال و روز علیه
زخما زیاد
خون پهلو بند نمیاد
فاطمه جان مدد بده
ببین علی کمک میخواد
زمان نداره شوهرت
باید تو قبر بذارمت
برا بارِ
آخر میخوام نگات کنم چشام تاره
به زیر خاکه جون من
چجور برم تا خونه من
نمی تونم...
بدون فاطمه زنده نمی مونم...
قنفذ پست
بازوی زهرا مو شکست
صبری که بست دست منو
چشامو هم کاشکی می بست
دنیا ببین
حیدرِ با چشم تر و
کجا میشه دوباره من
ببینمش فاطمه رو
نظرات کاربران
0 نظر تایید شدههنوز نظری ثبت نشده است.