متن ترانه جمشید پناهی تن توتن تو نازک و نرمه مثه برگ تن من
جون میده پرپربزنه زیر تگرگ
دست باد پر میده برگو رو هوا
اما من موندنیم تا برسه دستای مرگ
نفسم این خاکه خون گرمم پاکه
من از تبار پاک آریایی
قشنگ ترین قصیده ی رهایی
هوای عشق تازه نیست
تو رگهام تن نمیدم به رنگ کهربایی
نفسم این خاکه خون گرمم پاکه
واسه رفتن دیگه دیره تن من اینجا اسیره
خاک اینجا چه عزیزه عاشق قدیمی پیره
نفسم این خاکه خون گرمم پاکه
من از تبار پاک آرایی قشنگ ترین قصیده ی رهایی
هوای عشق تازه نیست تو رگهام تن نمیدم به رنگ کهربایی
نظرات کاربران
0 نظر تایید شدههنوز نظری ثبت نشده است.