متن ترانه حسین ناظمی خواب زمستانیدر تب و تاب توام و
خواب نیامد به چشم
باش که من سرمه ی عشق
گوشه ی چشمت بکشم
امان امان از غم بی رحم خیابان
امان امان از لحظه ی بی تو و باران
تو نفسی و جان منی
آرام منی در سینه ی من
همسفر مقصد عشق
درمان منی آیینه ی من
تو کشاندی پای مرا
در ساحل احساس دل خود
بس که پریشان توام
در روح و روانم هلهله شد
بی تو رنگ آسمان سرد است
ابر دوری تو بارانیست
تو اگر رویای من باشی
مقصدم خواب زمستانیست
تو اگر باشی کنار من
با همه دنیا رفیقم من
زل زدن در چشم تو یعنی
غرق دریایی عمیقم من
تو نفسی و جان منی
آرام منی در سینه ی من
همسفر مقصد عشق
درمان منی آیینه ی من
تو کشاندی پای مرا
در ساحل احساس دل خود
بس که پریشان توام
در روح و روانم هلهله شد
نظرات کاربران
0 نظر تایید شدههنوز نظری ثبت نشده است.