متن ترانه حضرت پلاییزصدای ساعت ای وای تیک و تیک یه قراره دیگه توی پاییز
باز شدم عاشق چون عاشق پیشم آخ ببین دوباره عاشقت میشم
سر بذار آروم به روی شونم زیر گوشت آروم من بخونم
بخونم از تو بخونم از عشق آخه شدی تو آروم جونم
باز شده پاییز زمین شده خیس می ریزن برگای رنگی زمین
میریم تو جنگل صدای خش خش ما با این پاهامون می سازیم موزیک
توی این جنگل یه کلبه پیداست گمونم که خدا گفته واسه ماست
پره از خنده پره هیاهو یه اسب سفید یه بچه آهو
می باره بارون به روی گونم این منم که با تو توی خونم
صدای بارون از توی ناودون یه جوری میخونه میشیم آروم
یهو یه سوزی میادش از دور که داره آهسته درو می کوبه
چوبا رو چیدم دونه به دونه این من و اینم تو پیش شومینه
طلوع خورشید یه دست و پا پیش این من و اینم تو کنار آتیش
صدای موجا من و تو اونجا می شینیم دوتایی لب دریا
خاطره بازی با تو چه خوبه تو ببین قلب من داره میکوبه
میکوبه محکم به روی سینم آخه باز من دارم تورو میبینم
نظرات کاربران
0 نظر تایید شدههنوز نظری ثبت نشده است.