متن ترانه رامین مبارکی پیر شدم رفتبگو کی برات بعد من
گل میخره هر شبو
روزای خوب و بد
پیشته همه رو
رفتی و باد زده
شمعای خونرو
همشدلشوره تودلم
نفسم حبس
مثه جاده بود عشقمون
شده بن بست
باید فوت کنم شمعارو تنهایی انگار
میشه بیست و چن سالم ولی پیر شدم رفت
رفتی از این خونه گلم هنوزم یادتم
عکسای دوتاییمونو چجوری پاره کنم
ارزو کردم تورو باز شب های تنهایی هام
منتظرت موندم هنوز کاش میشد فردا بیای
یه گل خشک فقط یادگاری مونده ازت
نه میام سمت تو دیگه نه بر میگردم
میرم فکر همش تصویرت تو ذهنه منه
هرچی من هواتو داشتم زدی بیشتر صدمه
واسه یه شب اومدنت من میزنم از خودم
حال کسیو ندارم همه میگن بد شدم
من که گله نمیکنم تنهاییم میگذره
باز داره بارون میزنه عطر تو نزدیک تره
نظرات کاربران
0 نظر تایید شدههنوز نظری ثبت نشده است.