متن ترانه رضا ثقفی تقدیریکی از ما دو تا امشب با تقدیرش یکی میشه
یکی میره تو تنهایش دچار زندگی میشه
یکی امروزشو گم کرد یکی دیروزشو کشته
چرا باور نمیکردم بهم هر کی میگفت پشتت
باز دوباره شب شد خاطره هات دورم کرد
بسه دیگه از همه چی پرم من
نیستی و این روزا روی تکراره
لعنت به این چشمایی که بیداره
شب شد خاطره هات دورم کرد
بسه دیگه از همه چی پرم من
نیستی و این روزا روی تکراره
لعنت به این چشمایی که بیداره
لعنت به اون شب تو دستامو تو تنهایی ول کردی
حالا که نیستم تو تک تک این آدما دنبالم میگردی
یکی از ما دوتا امشب توی تنهایی غرق میشه
یکی از ما دو تا امشب این عشق رو میکنه از ریشه
باز دوباره شب شد خاطره هات دورم کرد
بسه دیگه از همه چی پرم من
نیستی و این روزا روی تکراره
لعنت به این چشمایی که بیداره
نظرات کاربران
0 نظر تایید شدههنوز نظری ثبت نشده است.