متن ترانه محمد سایمون قهوه قاجاریانتَ يالبِالگُلب غافی
عُمري ابنَظرِتَك يِحلَه
سمّيتَك مَلاكِ الحُب
اِنتَ منِ الگُمَر اَحلَه
تویی فرمانروای عشق
توی دلبری شاهکاری
ی وقتا تلخی ،اما خوب
مثل قهوه ی قاجاری
نمیرسه به تو زورم
تا قلبم رو بهت دادم
چشات معرکه ای کرده
بین این همه آدم
يَلخذِت عگلي ابهوَاك
يالعُمري يتنفَّس هَواك
بالنِّهایَه روحي تشتاگِ الجَمالَک یا حلو
اویاکَ احِبهه حالِتی
جَنّه صارَت دِنيِتي
ریت اظُل آنه اعلی بالَک یا جمالک یا حلو
جوری بردی عقلمو
هوش وحواس از سرمو
آخرش کار دادی دست این دل عاشقمو
با تو دنیام شد بهشت
ی کاری کردی تهش
تو بشی ملکه ی قلبم ،منم عاشق بشمو
ی جوری رو تو وسواسم
که لب ترکنی من مردم
واسه تو قلبم می کوبه
اگه تو باشی من بردم
آنا مِشتاگَ اشِم عِطرَک
لا تِترِکنی بالغُربه
یالتَارِسنی مِن حُبِّک
بعدَک حالتی صَعبَه
جوری بردی عقلمو
هوش وحواس از سرمو
آخرش کار دادی دست این دل عاشقمو
با تو دنیام شد بهشت
ی کاری کردی تهش
تو بشی ملکه ی قلبم ،منم عاشق بشمو
يَلخذِت عگلي ابهوَاك
يالعُمري يتنفَّس هَواك
بالنِّهایَه روحي تشتاگِ الجَمالَک یا حلو
اویاکَ احِبهه حالِتی
جَنّه صارَت دِنيِتي
ریت اظُل آنه اعلی بالَک یا جمالک یا حلو
نظرات کاربران
0 نظر تایید شدههنوز نظری ثبت نشده است.