متن ترانه میلاد جعفری امون امونمنو دیونه ی این شهر میکنی
وقتی دور میشی ازم قهر میکنی
خیلی وقته اشک چشمام که میاد
دست گرمت روی پلکام نمیاد
نداره عشق من حد وسط، ندارم حتی نشونی ازت
به یا اشاره ی تو میمیرم، عاشقتم چه درست چه غلط
*امون امون از اون چشایی که یه شب
یه جور عجیب غریب اومده به چشم
بمون ک جورتو یه تنه میکشم من*
فرض کن عشقه من ،این آرزوها با تو خاطره شن
فرض کن اینجا پیشمی میزاری سر رو شونه من
فکرشو کن یه شبی ، یه قدمیه منی وصل تن خودتم
خوبه حتی فکرشم تا هر جایی پیش من باشی مراقبتم
*امون امون از اون چشایی که یه شب
یه جور عجیب غریب اومده به چشم
بمون ک جورتو یه تنه میکشم من*
نظرات کاربران
0 نظر تایید شدههنوز نظری ثبت نشده است.