متن ترانه نیک فرجام حکماز خشم من نترس
اینا زخمن همشون
پس دستاتو بردار از گردنم
تا بگم داستانشو
اشکای شور من
یخ زدن رو شونه های سرد
پاهای خستم
دنبال جای امن میگشت
نبض قلبمو
چکمه های شب له میکرد
یه روز سکوت شدم
عبور میکنم
محکومم محکومم محکومم
به برنگشتن
جنگیدم جنگیدم جنگیدم
ولی تو مغزم
تو یه هزارتوی بی مقصد میچرخم
تو بیا تا شونه هات
جای خواب امن من باشه
تا ببینی بعد باخت
چجوری میشه تو ویرونه ها خونه ساخت
بمون تا اینبار
اشک از خنده هامون دربیاد
محکومم محکومم محکومم
به برنگشتن
جنگیدم جنگیدم جنگیدم
ولی تو مغزم
تو یه هزارتوی بی مقصد میچرخم
نظرات کاربران
0 نظر تایید شدههنوز نظری ثبت نشده است.